فارسی را پاس بداریم

زبان فارسی:
نویسنده : سیدجلال حیدری - ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

 

 

زبان فارسی:همانطور که میدانید درهر کشوری مردم به زبان خاصٌ خود صحبت میکنند

زبان رسمی کشور ما فارسی است.ما باید این زبان را به درستی بشناسیم وقواعدش را یاد بگیریم.

مجموعه قواعد زبان را«دستور»میگویند.

نکته:مجموع قاعده های هر زبانی را به فارسی دستور و

به عربی صرف و نحو ودر بعضی از زبانهای اروپایی گرامر

میگویند.

کلمه های معادل:امروزه برای بعضی از کلمات که از زبان بیگانه وارد زبان فارسی شده اند کلمه های جایگزین ساخته اند.که به این کلمات معادل میگویند.

مانند:هلی کوپتر=بالگرد

فاکس=دور نگار/نمابر

 

 

تعریف ضرب المثل:به سخنان معروفی میگویند که میتوان از آن ها پندواندرز گرفت.این سخنان نسل به نسل ویا سینه به سینه به ما منتقل شده است. مانند:عاقبت جوینده یابنده است.

                  هرکه بامش بیش٬ برفش بیشتر.

تعریف کنایه:یعنی پوشیده سخن گفتن درباره موضوعی.وقتی با زبان کنایه حرف میزنیم٬منظور خود را به طور غیرمستقیم بیان می کنیم.که البته این باعث میشود خواننده تلاش کند تا معنای اصلی سخن مارا دریابد.مانند:فلانی ریش سفید محله است.(یعنی با تجربه است.)

جان بخشی به اشیا(تشخیص): شاعران و نویسندگان برای خیال انگیز کردن نوشته های خود از جان بخشی به اشیا استفاده می کنند.یعنی حالت هاو رفتار خاص انسان را به چیزهایی بی جان نسبت می دهند. البته این نوشته ها یا شعرها از زبان اشیا بیجان سخن می گویند.

 

نثرعادی:به نثر گفته میشود  که نهاد اول جمله و فعل در آخر جمله قرار دارد . در این گونه نثر کلمه های خیال انگیز استفاده نمیشود .مانند:جنگل های زیبا در هر فصلی دیدنی است.

نثر ادبی:به نثری گفته میشود که خیال انگیز باشد.یعنی از تشبیه و جان بخشی به اشیا و... استفاده شود. البته گاهی جای نهاد وفعل تغییر میکند.مانند:دریای همر و محبت ٬مادر است.(مهر و محبت مانند دریااست .)هم چنین اگر دقت کنید می بینیدمادر که نهاد است قبل از فعل قرار گرفته است .ودر اول نیامده است

تعریف مصراع:مصراع در لغت به معنی یک لنگه در از دو لنگه و در اصطلاح حداقل سخن موزون می گویند . هم چنین می توان گفت:مصراع نیمی از یک بیت است.

تعریف بیت:درلغت به معنی خانه و در اصطلاح حداقل شعری است که از دو مصراع تشکیل شده است.

.مصراع.................................                ...مصراع.............................

جدا شد یکی چشمه از کوهسار             به ره گشت ناگه به سنگی دچار

                                             بیت

تعریف قافیه:به کلمه های هم آهنگ و موزونی که در آخر هر مصراع می آید.قافیه میگویند.مانند:

توانا بود هرکه دانابود       زدانش دل پیر برنابود

                            قافیه                                                  قافیه

تعریف ردیف:کلمه یا کلمه هایی را که در آخرهر بیت یا پایان هردو مصراع ازیک بیت که  به یک شکل ویا یک معنی تکرار شوند ردیف میگویند.مانند:

غمت در نهانخانه دل نشیند        به نازی که لیلی به محمل نشیند

                                            ردیف                                                                               ردیف

تعریف کلمه های مخفف:به کلمه هایی که به صورت کوتاه شده در شعر یا عبارتی می آید مخفف میگویند.مانند:

کلمه            

مخفف 

از

ز

سیاه

سیه

 

 

 

تعریف تشبیه:آن است که کسی یا چیزی را از لحاظ داشتن صفتی به کسی یا چیزی  دیگری که آن صفت را به حد کمال دارد ویا به داشتن آن معروف است مانند کنیم. مثل:

برق چون شمشیر بران     پاره میکرد ابرهارا

که در اینجا برق را به شمشیری تشبیه کرده اند که ابر هارا پاره میکند.

تعریف کلمه های مترادف(هم معنی):به کلمه هایی گفته میشود که معنی و مفهوم یکسانی دارندومیتوانند به جای یکدیگر از هم استفاده کرد.مانند:

(پیمودن =رفتن )     (افسوس =حسرت)و...

تعریف کلمات متضاد(مخالف):به کلماتی گفته میشود که از نظر معنی ومفهوم مخالف هم هستند.مانند:(تاریک و روشن  )  که مخالف همدیگرند.

تعریف کلمات متشابه:به کلماتی میگویند که از نظر تلفٌظ یکسان هستند اما از نظر معنی وشکل املایی باهم فرق دارند.مانند: خار=تیغ گل یا خاشاک

  خوار:کم ارزش وکوچک                                                       

تعریف کلمات هم خانوادهبه کلماتی میگویند که از یک ریشه گرفته شده باشند و حرف های اصلی آن کلمه در کلمه های هم خانواده اش پشت سر هم بیاید. مانند:(تحمٌل ـ حمل ـ حامل )یا(عجله ـ عجول ـ تعجیل)و...

نکته:کلمات هم خانواده از نظر معنا به هم نزدیک و در بیشتر مواقع حدٌاقل ۳حرف مشترک دارند

 

تعریف فاعل:به کسی یا چیزی میگویند که کاری از او سرزده باشد.

مثال:داریوش    به استدیو رفت.

 

هادی یعنی  هدایت‌کننده ، راهبر .

ریشة اصلی  : ه د ی ؛

کلمات هم‌خانواده : هدایت ، مهدی، هدی، .....

کسی که مرا راه می‌برد

قریب یعنی نزدیک :

ریشة اصلی : ق ر ب

کلمات هم‌خانواده: قربت، قرابت، قربتاً الی الله(یعنی برای نزدیکی به خدا)، مقاربت، تقریب، تقـرُّب،....

ریشة اصلی  : ح ی ی ؛

کلمات هم‌خانواده : حیّ ، حیات ، احیاء ، تحیّت ، حیوان، یحیی،  .... 

 

  1 – برای هر یک از کلمه های زیر دو هم خانواده بنویسید:

اظهار = تظاهر، ظاهر
تحسین= احسنت، محاسن
گویا = گوینده، گویش
نظیر= ناظر، نظارت  

 

  2 – اسم های ساده و غیر ساده را مشخص کنید:
قصه، نمایشگاه، آدم آهنی، دیوار، پروانه

ساده : قصد، دیوار، پروانه
غیرساده: نمایشگاه ، آدم آهنی  

 

  نگارش 3 : نامه نگاری (2)

هر نامه 3 بخش است :
1- عنوان
2 – متن اصلی
3- عبارت پایان نامه
واژه ها و عباراتی که برای این سه قسمت برمی گزینیم از جهت میزان صمیمیت و احترام باید متناسب با نوع ارتباط ما با گیرنده ی نامه باشد.در نامه های رسمی و اداری رعایت اختصار ضروری است.

1 – برای هر یک از کلمه های زیر دو هم خانواده بنویسید:

مرجع = رجوع، مراجع
طبیب : طبابت ، طب
دربرگیرنده :دربرگیر،‌در برگرفته