فارسی را پاس بداریم

به نام خدا (شکوفه)
نویسنده : سیدجلال حیدری - ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٧
 

فارسی چهارم ابتدایی



  درس اول
به نام خداوند بخشنده مهربان (شعر از: نظامی)

۱– ای خداوندی که نام تو بهترین کلام برای آغاز هر چیز است. بدون آوردن نام تو بر زبان هیچ گاه نامه ای را نخواهم گشود.
۲– ای آنکه یاد تو همدم و آرامش بخش روح و جان من است و جز تو، هیچ نام دیگری بر زبان من نیست.
۳– هم قصه ای را می دانی که هنوز معلوم نشده (ننوشته شده) و هم موضوع نامه ای را که هنوز نوشته نشده می دانی.
۴– مرا از نادانی خود رهایی و نجات بده و با نور خداشناسی مرا آشنا کن.



  به این نکته توجه کنید:

در معنی موارد در هنگام گفتگو و یا در یک نوشته، کلمه ها به صورت خلاصه به کار می روند، توجه کنید:
آشناییم ده -->آشناییم بده
رهاییم ده --> رهاییم بده
ده -->بده
هم قصه نانموده دانی -->هم قصه نانموده می دانی
هم نامه نوشته خوانی--> هم نامه نانوشته می خوانی
دانی --> می دانی
خوانی --> می خوانی
 



  کار در کلاس:
۱– «ای یاد تو مونس روانم» یعنی چه؟

یعنی: ای خداوندی که یاد تو همدم و آرامش بخش روح و جان من است. (یاد تو روح و جان مرا آرامش می بخشد.)  



  ۲– به جدول زیر توجه کنید، خواندن و نوشتن کلمات زیر را یاد بگیرید:

کلمه

خواندن

نوشتن

رهاییم

ر/ ها / یی / یم

رهاییم

آشناییم

آش / نا / یی / یم

آشناییم

سرآغاز

س / را / آغاز

سرآغاز

 


  پرسش:
۱– چرا این درس در اول کتاب گذاشته شده است؟

چون این شعر با نام و یاد خدا که سرآغاز هر کاری است شروع شده است.  



  ۲– مقصود از بیت سوم این شعر چیست؟

یعنی خداوند از همه چیزهای پنهان آگاه است. حتی از مطالب درون پاکت نامه و همچنین از مطالبی که در فکر ماست و ما قصد داریم آنها را بنویسیم.  



  ۳– شاعر در بیت آخر از خدا چه خواسته است؟

خواسته که او را از جهل و نادانی برهاند و با نور خداشناسی و معرفت آشنا کند.  



  ۴– آیا فقط با خواستن از خدا می توانیم از نادانی خود رهایی یابیم؟

خیر، حتماً باید خودمان نیز تلاش کنیم تا خداوند نیز ما را یاری رساند.  



  ۵– این شعر از کیست؟

نظامی  



  تمرین املا – درس اول
۱– برای هر یک از کلمه های زیر دو کلمه هم خانواده بنویسید:

نور --> نورانی. منیر
نام--> نامها، نامی
آشنا --> آشنایی، آشنایان
نویسنده --> نویسندگی، نویسندگان
 



  ۲– یک کلمه هم معنی با هر یک از کلمه های زیر بنویسید:

آغاز -->شروع
خدا --> الله
قصه --> داستان
رهایی--> نجات
نور --> روشنایی
 



  ۳– در مقابل کلمات زیر، کلمات مخالف آنها را بنویسید:

بهترین --> بدترین
ظلمت --> روشنایی
آغاز --> پایان
پایان --> آغاز
عادل --> ستمگر
 



  تمرین انشا:
۱– معنی شعر را به زبان ساده بنویسید:

الف)–خداوندا نام تو بهترین نام برای شروع هر کاری است و من بدون آوردن نام تو، حتی پاکت نامه را باز نمی کنم.
ب)–ای خداوند که یاد تو همیشه همدم روح و جان من است و غیر از نامه تو هیچ نامی بر زبان من جاری نمی شود.
پ)–هم قصه های گفته نشده و نوشته نشده را می دانی و هم از نامه های نوشته نشده آگاهی داری.
ت)–مرا از جهل و نادانی نجات بده و با نور خودت (خداشناسی) آشنا کن.
 



  ۲– هر دسته از کلمه های زیر را مرتب کرده و جمله بسازید:

هر کاری/ در/ یاد خدا/ موفقیت/ از/ می خواهیم/ با/ او
در هر کاری با یاد خدا، از او موفقیت می خواهیم.
خدا/ نام/ بهترین/ شروع/ سخن/ کلمه/ برای/ هر/ است
نام خدا برای شروع هر سخن بهترین کلمه است.
است/ ایران/نظامی/ بزرگ/ شاعران/از/ یکی
نظامی یکی از شاعران بزرگ ایران است.
 



  ۳– با هر یک این کلمه ها یک جمله بسازید:

سرآغاز: سرآغاز هر کاری با نام زیبای خداست.
قصه: مادر بزرگ من هر شب برایم قصه می گوید.
کی: مادر پرسید: زهرا کی از مدرسه آمد؟
رهایی: خدایا ما را از ظلم و جهل رهایی بخش.
جز: هیچ نامی جز نام تو شایسته شروع سخن نیست.
آشنایی : خداوندا، دلم را با نور خداشناسی آشنایی ده.
 

 

    


 
 
رنج وگنج
نویسنده : سیدجلال حیدری - ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٧
 

ز گهواره تا گور دانش بجوی

به این نکته توجه کنید:
لحظات --> لحظه ها
تعطیلات --> تعطیلها
خطرات --> خطرها
افتخارات --> افتخارها
تغییرات --> تغییرات
افتخارات --> افتخارها
زحمات --> زحمتها
معنی کلمات که از زبان عربی به فارسی وارد شده اند با «ات» و اضافه کردن این دو حرف به آخر کلمه جمع بسته می شوند. اما کلماتی که در اصل فارسی هستند نباید با «ات» جمع بسته شوند. مانند:
گزارش --> گزارشها
آزمایش --> آزمایشها



  کار در کلاس:
۱– جملات زیر را بخوانید، بار دوم همان جملات را بخوانید اما به جای کلمه هایی که زیر آنها خط کشیده شده است هم معنی آنها را بگویید:

- او همیشه به علت پیشامدها می اندیشید. -->او در همه وقت به دلیل اتفاقات فکر می کرد
- از این جهت در قرنهای گذشته کمتر می توان برای او مانند یافت. -->ازاین نظر در سده های گذشته کمتر می توان برای او مثلی پیدا کرد
- زندگی ابو ریحان در جمع آوری و نوشتن مطالب و جست و جو و بررسی و کسب علم، گذشت -->زندگی ابوریحان درتحقیق و ثبت مطالب وپیگیری (تحقیق)وبه دست آوردن دانش گذشت
 



  ۲– پرستوها حشرات را شکار می کنند. این جمله را چنین می توان نوشت:

پرستوها حشره ها را شکار می کنند.
این تغییر را در جمله های زیر انجام دهید و آنها را بخوانید:
- در راه پرستوها خطرات فراوانی وجود دارد--> خطرهای
- در حیاط مدرسه ما تغییرات زیادی به چشم می خورد --> تغییرهای
- من در امتحانات سال گذشته موفق شدم --> امتحانهای
- اشتباهات خود را تکرار نکنیم--> اشتباههای
- قطرات اشک از چشمهایش بر زمین می ریخت. --> قطره های
 



  ۳– پنج کلمه بگویید که با «ات» جمع بسته شده اند و می توان آنها را با «ها» جمع بست:

کلمات --> کلمه ها
صدمات --> صدمه های
درختان --> درختها
نظرات --> نظرها
لحظات --> لحظه ها
 



  پرسش:
1- ابوریحان تقریباً چند کتاب نوشته است؟

حدود یک صد و سیزده جلد  



  ۲– موضوع کتابهای ابوریحان را نام ببرید؟

ستاره شناسی، پزشکی، ریاضیان، تاریخ، جغرافیا، داروشناسی، آداب و رسوم ملل دیگر و ...  



  ۳– خصوصیت کتابهای ابور یحان چیست؟

شبیه بودن اندیشه و روش تحقیق ابوریحان به دانشمندان امروزی  



  ۴– ابوریحان در چه چیز کم نظیر بود؟

در دشمنی با جهل و نادانی و دوستدار دانش بودن  



  ۵– ابوریحان به چه چیزی عشق می ورزید و دشمن سرسخت چه بود؟

به علت حوادث می اندیشید و به تحقیق و بررسی و کشف چیزهای ناشناخته عشق می ورزید و دشمن سرسخت جهل بود.  



  تمرین املا – درس ۱۰
۱– به محل قرار گرفتن (همزه) در کلمه های زیر توجه کنید. شما هم برای هر کدام دو مثال بنویسید:

مسائل --> توطئه، مطمئن
تألیف --> تأمین، تأدیب
مومن --> مؤذن، مؤلف
 



  ۲– برای هر کلمه مانند مثال، سه کلمه دیگر بنویسید:

مثال: دارو --> دارو شناسی، دارویی، داروخانه
دین --> دیندار، دینی، دین شناسی
دانش --> دانش آموز، دانشمند، دانشگاه
بار --> بارگاه، باربری، باری
 



  تمرین انشا:
۱– با استفاده از درس یا نوشته های دیگر پنج سطر از ابوریحان بنوسید؟

ابوریحان یکی از دانشمندان بزرگ ایرانی است که نزدیک به هزار سال پیش می زیست. وی شخصی کنجکاو و محقق بود که پیوسته به علت حوادث می اندیشید و به کشف ناشناخته ها عشق می ورزید. ابوریحان مسلمانی مؤمن و با پشتکار بود که حدود ۱۱۳ کتاب در داروشناسی، پزشکی، ریاضی، ستاره شناسی و ... نوشت. وی تا هنگام مرگ تشنه دانش اندوزی بود و بعد از ۷۰ سال فوت کرد.  



  ۲– بند اول و دوم درس را با دقت بخوانید و آن را به زبان ساده بنویسید:

پیرمردی که سن او از ۷۰ سالگی نیز گذشته بود بر اثر پیری و بیماری، در بستر افتاده بود. یکی از دوستانش برای عیادت و احوالپرسی به دیدنش رفت و حالش را جویا شد. پیرمرد بیمار از دوستش درخواست کرد که به یک مسأله علمی که فکرش را مشغول کرده بود پاسخ گوید. دوستش گفت: در این حالت بهتر است که استراحت کند و به فکر این حرفها نباشد.  



  ۳– با هر یک از کلمه ها و ترکیبهای زیر یک جمله بسازید:

دانشمند: ابوریحان دانشمند بزرگی بود.
دقت: ما باید با دقت بیشتری به همه چیز توجه کنیم.
دشمن نادانی: علم اندوزی دشمن نادانی است.
اندازه گیری: با ترازو می توانیم وزن هر چیز را اندازه بگیریم.
گوش دادن: اگر خوب گوش دادن را بیاموزم، خوب هم می توانیم یاد بگیریم
 


 
 
بازباران(شکوفه)
نویسنده : سیدجلال حیدری - ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٧
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
دستورزبان
نویسنده : سیدجلال حیدری - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

به جای انجماد ، بگویید یخ زدن
به جای تحمل ، بگویید تاب
به جای تبسم ، بگویید لبخند
به جای تجارت ، بگویید بازرگانی
به جای تاجر، بگویید بازرگان
به جای تاًسف ، بگویید افسوس
به جای استیضاح ، بگویید باز خواست
به جای سر، بگویید راز
به جای در اسرع وقت، بگویید هر چه زودتر
به جای اسیر ، بگویید برده - دستگیر
به جای اشراف ، بگویید بزرگان
به جای اصحاب ، بگویید یاران
به جای اصل ، بگویید ریشه - بن - بیخ
به جای اطراف ، بگویید گوشه ها - کناره ها
به جای اعتدال ، بگویید میانه روی
به جای اعلام کردن ، بگویید آگاه کردن
به جای اغتشاش ، بگویید آشفتگی
به جای اغلب ، بگویید بیش تر
به جای بسط دادن ، بگویید باز کردن - گسترش دادن
به جای انبیاء ، بگویید پیامبران - پیغمبران
به جای ثروت ، بگویید دارایی


به جای عصر ، بگویید زمانه
به جای مبتدی ، بگویید تازه کار - نو آموز
به جای الحاق، بگویید پیوست
به جای معاملات ،بگویید داد و ستد ها
به جای تبعه ، بگویید شهروند
به جای طرفین ، بگویید هر دو سو
به جای مادامی که، بگویید تا هنگامی که
به جای نا مبارک، بگویید نا خجسته
به جای مجوز ، بگویید پروانه
به جای حقیر ، بگویید کوچک
به جای حقیقت، بگویید راستی - درستی
به جای حمله ، بگویید تاختن - تازش
به جای حوالی ، بگویید گرداگرد - نزدیکی ها
به جای حیوان ، بگوییدجانور - جاندار
به جای خراج ، بگویید باج
به جای خیاط ، بگوییدجامه دوز
به جای حکایت ، بگویید سر گذشت - داستان
به جای تصحیص کردن ، بگویید درست کردن
به جای اقصی نقاط ، بگویید سرتاسر
ببه جای بشارت دادن ، بگویید نوید دادن
به جای بزاق ، بگویید آب دهان
به جای بخیل ، بگویید چشم تنگ

 

 


ساختمان جمله

جمله،نهاد،گزاره:

هرجمله به دو قسمت تقسیم می شود:

قسمت اول،که درباره آن خبری می دهیم که به آن نهاد

می گوییم.

قسمت دوم ، خبری است که درباره قسمت اول می گوییم و آن را نهاد می نامیم.

مثال:کوروش بابل را فتح کرد .

کوروش=نهاد بابل را فتح کرد =گزاره


فعل:

در هر گزاره یک جزء اصلی وجود دارد که بدون وجود آن جمله ناقص و ناتمام است که به آن فعل می گوییم،مثل کلمه گذشت در این جمله.

مثال:فصل تابستان گذشت.

فصل آن کلمه ای است که دلالت می کند بر کردن کاری یا روی دادن امری یا داشتنحالتی در زمان گذشته یا اکنون یا آینده.

گفتیم در گزاره کلمه اصلی«فعل» است.هر جمله ای باید«فعل»داشته باشد عبارتی که در آن «فعل»نباشد جمله نیست.

فعل کلمه ای است که کاری یا حالتی را می رساند و معنی آن با زمان رابطه دارد.

زمان دارای سه مرحله است:

گذشته،اکنون،آینده

اکنون یا حال وقتی است که در حال گفتن جمله هستیم.

گذشته یا ماضی مرحله ای است که پیش از گفتن جمله بوده است.آینده یا مستقبل زمان بعد از گفتن جمله است.

فعل علاوه بر زمان بر یکی از سه شخص «گوینده»،

«
شنونده»،«دیگرکس» نیز دلالت دارد.

مثال:در فعل«میروی»سه مفهوم وجود دارد:

یکی مفهوم انجام دادن کار که «رفتن» است،دیگر مفهوم زمان که در اینجا «حال» است.سوم مفهوم کسی که کار رفتن را انجام می دهد که در اینجا شنونده یا دوم شخص است.

هر فعل سه مفهوم،کار یا حالت و زمان شخص را در بر دارد.

فعلی که به یک تن نسبت داده شود،مفرد خوانده می شود.

مثال:آن مرد با عجله آمد

فعلی که به بیش از یک تن نسبت دادهه شود،جمع نامیده می شود.

دانش آموزان با عجله رفتند

با توجه به مسایل مطرح شده می توانیم صورتهای فعل

«
آمدن» را درزمان گذشته بنویسیم.

آمدم ـ آمدی ـ آمد

آمدیم ـ آمدید ـ آمدند

که در هر کدام از این شش صورت می توانیم علاوه بر زمان ـ شخص و یا نفرد و جمع بودن آن را نیز دریافت کنیم.

پس تعریف هرکدام از شش صورت فوق می تواند به این صورت بیان شود که:

آمدم=اول شخص مفرد

آمدی=دوم شخص مفرد

آمد=سوم شخص مفرد

آمدیم=اول شخص جمع

آمدید=دوم شخص جمع

آمدند=سوم شخص جمع

درهر فعل جزئی ازآن معنی اصلی را در بر دارد و در همه صورتها تغییر نمی کندکه به آن ماده فعل می گویند،مثلا در همان فعل آمدن جزء «آمد»در هر شش صورت حضور دارد.

جزء دیگر فعل که در هر شش صورت حضور دارد.

جزئ دیگر فعل که در هر صورت با صورت قبل تفاوت دارد

شناسه نامیده می شود.مثلا در همان فعل آمدن جزء دوم هر صورت شکلی دیگر دارد یعنی این صورتها:

م ـ ی ـ یم ـ ید ـ ند

که به آنها شناسه می گوییم،به عبارتی آنها فعل را برای ما شناسه می کنند که مربوط به چه شخصی است و مفرد است یا جمع.

ماده فعل:

ماده ماضی ، ماده مضارع

قبلا مطرح کردیم که ماده فعل،جزئی از فعل است که در همه صورتها ثابت می ماند و حالا اضافه می کنیم که در زبان فارسی هر فعل دو ماده مختلف دارد که هر کدام برخی از صورتهای فعل را می سازند.

برای مثال فعل«نوشتن»را در نظر می گیریم،برخی از صورتهای این فعل که رد گفتار و نوشتار بکار می بریم اینها

هستند:

نوشتم،می نوشتم،نوشته ام،نوشته باشم،نوشته بودم،

می نویسم،بنویس،بنویسیم.

جنانکه ملاحظه می شود این صورتها از فعل«نوشتن»به دو دسته تقسیم شده اند،در دسته اول جزئی که ثابت است و تغییر نمی کند«نوشت» است و در دسته دوم«نویس»،از نظر زمان فعل هایی که جزء ثابت آنها«نوشت» می باشد،برزمان گذشته دلالت می کنند و فعل هایی که جزء ثابت آنها «نویس» می باشد،زمانهای حال و آینده را می سازند،بهمین دلیل ماده صورتهای اول را«ماده ماضی» و ماده صورتهای دوم را «ماده مضارع» می نامیم پس در زبان فارسی هر فعلی دو ماده دارد: یکی ماده ماضی و دیگری ماده مضارع همه صورتهایی که معنی حال و آینده از انها بر می آید از ماده مضارع ساخته می شوند.





نهاد . فاعل:

گفتیم نهاد قسمتی از جمله است که درباره آن خبر میدهیم و گزاره خبری است که درباره نهاد می دهیم.

حال می گوییم:

خبری که درباره نهاد می دهیم بیان یکی از این چهار حالت است.

1.
انجام دادن یا انجام دادن عملی،مانند:خوردن،شکستن،

پختن

2.
پذیرفتن عملی،مانند خورده شدن،شکسته شدن،پخته شدن

3.
داشتن صفتی،مانند دانا بودن،سفید بودن،گرم بودن

4.
پذیرفتن صفتی،مانند دانا شدن،گرم شدن،بیمارشدن

درحالت اول کلمه ای که نهاد قرار بگیردکننده کار هم هست

مثلا اگر«اکبر»نهاد قرار بگیرد انجام دهنده عمل خوردن هم هست.«اکبر چای را خورد»

درحالت دوم کلمه ای که نهاد قرار بگیرد پذیرنده کار است.مثلا«آش پخته شد»

در حالت سوم کلمه ای که نهاد قرار بگیرد پذیرنده صفت است مثلا «هوشنگ بیمار شد»

به این جمله توجه کنید:

سعدی گلستان را نوشت

در این جمله،نهاد،یعنی قسمتی از جمله درباره آن خبری داده ایم کلمه «سعدی» است.فعلی که در گزاره آمده،کاری است که از سعدی سرزده است.یعنی عمل«نوشتن گلستان»را سعدی انجام داده است.پس او کننده کار است،در دستور زبان به کننده کار، فاعل می گوییم،پس:

«
فاعل کلمه ای است که انجام دادن کاری را به آن نسبت دهیم»

 

 

اقسام جمله از لحاظ پیام


1.
خبرى: جمله اى که به یکى از صورت هاى اِخبارى یا التزامى و مثبت یا منفى، درباره تحقق کار یا حالتى سخن مى گوید : هوا گرم است.

2.
پرسشى: جمله اى که به وسیله آن، ظاهراً یا حقیقتاً درباره امرى پرسش شود : حال شما چطور است؟

3.
امرى: جمله اى که به وسیله آن، راجع به تحقّق کار یا حالى درخواستى صورت پذیرد :عصبانی نشوید.

وجه امرى شامل هر دو صورت امر و نهى (مصطلح در عربى) است. در جمله هاى امرى خطابى، معمولا نهاد حذف مى شود.

4.
عاطفى: جمله اى که با آن، یکى از عواطف و احساسات انسانى بیان شود، از قبیل تحسین، تعجّب، آرزو، و افسوس . شما چقدر خوش ذوق هستید.

 

مترادف ، متضاد و متشابه

مترادف ، دو کلمه را گوید که در صورت ، مختلف و در معنی  یکسان باشند : مرز و بوم ، تک و پو ، برگ و توشه ، جانور و حیوان
متضاد ، دو کامه ای که در صورت ، مختلف و در معنی ضد هم باشند :  جنگ و آشتی ، خوبی و بدی ، صلح و جنگ ، رفت و آمد

متشابه ، دو کلمه که در تلفظ تقریبا یکی باشند و در نوشتن  مختلف : خوار ، خار - خورده ، خرده - خاستن ، خواستن

 

کنایه در لغت به معنای "پوشیده سخن گفتن"است و در اصطلاح ادبیات فارسی، ترکیب یا جمله­ای است که مراد گوینده معنای ظاهری آن نباشد، اما قرینه­ای هم که ما را از معنای ظاهریمتوجه معنای باطنی می­کند، وجود نداشته باشد. بنابراین کنایه ذکر مطلبی و دریافت مطلبی دیگر است

4- خالت ندا ، آن است که اسم ، منادی واقع شود :  خدایا ، شاها ، بزرگوارا ، خداوندگارا

علامت ندا " الف" ی است که به آخر اسم  اضافه می شود و آن اسم  را منادی می کند :
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای     فرشته ات  به دو دست دعا نگهدارد

هرگاه کلمه ای  مختوم به " الف "  یا " واو " باشد پیش از " الف " ندا  حرف " ی " اضافه می شود

گاهی در موقع ندا به جای " الف " در آخر کلمه ، پیش از منادی ، کلمات : " ای " و " ایا " می آید : ای خردمند
ایا شاه محمود ِ کشور گشای      زمن گر نترسی بترس  از خدای

 


 
 
دستورزبان
نویسنده : سیدجلال حیدری - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

به جای انجماد ، بگویید یخ زدن
به جای تحمل ، بگویید تاب
به جای تبسم ، بگویید لبخند
به جای تجارت ، بگویید بازرگانی
به جای تاجر، بگویید بازرگان
به جای تاًسف ، بگویید افسوس
به جای استیضاح ، بگویید باز خواست
به جای سر، بگویید راز
به جای در اسرع وقت، بگویید هر چه زودتر
به جای اسیر ، بگویید برده - دستگیر
به جای اشراف ، بگویید بزرگان
به جای اصحاب ، بگویید یاران
به جای اصل ، بگویید ریشه - بن - بیخ
به جای اطراف ، بگویید گوشه ها - کناره ها
به جای اعتدال ، بگویید میانه روی
به جای اعلام کردن ، بگویید آگاه کردن
به جای اغتشاش ، بگویید آشفتگی
به جای اغلب ، بگویید بیش تر
به جای بسط دادن ، بگویید باز کردن - گسترش دادن
به جای انبیاء ، بگویید پیامبران - پیغمبران
به جای ثروت ، بگویید دارایی


به جای عصر ، بگویید زمانه
به جای مبتدی ، بگویید تازه کار - نو آموز
به جای الحاق، بگویید پیوست
به جای معاملات ،بگویید داد و ستد ها
به جای تبعه ، بگویید شهروند
به جای طرفین ، بگویید هر دو سو
به جای مادامی که، بگویید تا هنگامی که
به جای نا مبارک، بگویید نا خجسته
به جای مجوز ، بگویید پروانه
به جای حقیر ، بگویید کوچک
به جای حقیقت، بگویید راستی - درستی
به جای حمله ، بگویید تاختن - تازش
به جای حوالی ، بگویید گرداگرد - نزدیکی ها
به جای حیوان ، بگوییدجانور - جاندار
به جای خراج ، بگویید باج
به جای خیاط ، بگوییدجامه دوز
به جای حکایت ، بگویید سر گذشت - داستان
به جای تصحیص کردن ، بگویید درست کردن
به جای اقصی نقاط ، بگویید سرتاسر
ببه جای بشارت دادن ، بگویید نوید دادن
به جای بزاق ، بگویید آب دهان
به جای بخیل ، بگویید چشم تنگ

 

 


ساختمان جمله

جمله،نهاد،گزاره:

هرجمله به دو قسمت تقسیم می شود:

قسمت اول،که درباره آن خبری می دهیم که به آن نهاد

می گوییم.

قسمت دوم ، خبری است که درباره قسمت اول می گوییم و آن را نهاد می نامیم.

مثال:کوروش بابل را فتح کرد .

کوروش=نهاد بابل را فتح کرد =گزاره


فعل:

در هر گزاره یک جزء اصلی وجود دارد که بدون وجود آن جمله ناقص و ناتمام است که به آن فعل می گوییم،مثل کلمه گذشت در این جمله.

مثال:فصل تابستان گذشت.

فصل آن کلمه ای است که دلالت می کند بر کردن کاری یا روی دادن امری یا داشتنحالتی در زمان گذشته یا اکنون یا آینده.

گفتیم در گزاره کلمه اصلی«فعل» است.هر جمله ای باید«فعل»داشته باشد عبارتی که در آن «فعل»نباشد جمله نیست.

فعل کلمه ای است که کاری یا حالتی را می رساند و معنی آن با زمان رابطه دارد.

زمان دارای سه مرحله است:

گذشته،اکنون،آینده

اکنون یا حال وقتی است که در حال گفتن جمله هستیم.

گذشته یا ماضی مرحله ای است که پیش از گفتن جمله بوده است.آینده یا مستقبل زمان بعد از گفتن جمله است.

فعل علاوه بر زمان بر یکی از سه شخص «گوینده»،

«
شنونده»،«دیگرکس» نیز دلالت دارد.

مثال:در فعل«میروی»سه مفهوم وجود دارد:

یکی مفهوم انجام دادن کار که «رفتن» است،دیگر مفهوم زمان که در اینجا «حال» است.سوم مفهوم کسی که کار رفتن را انجام می دهد که در اینجا شنونده یا دوم شخص است.

هر فعل سه مفهوم،کار یا حالت و زمان شخص را در بر دارد.

فعلی که به یک تن نسبت داده شود،مفرد خوانده می شود.

مثال:آن مرد با عجله آمد

فعلی که به بیش از یک تن نسبت دادهه شود،جمع نامیده می شود.

دانش آموزان با عجله رفتند

با توجه به مسایل مطرح شده می توانیم صورتهای فعل

«
آمدن» را درزمان گذشته بنویسیم.

آمدم ـ آمدی ـ آمد

آمدیم ـ آمدید ـ آمدند

که در هر کدام از این شش صورت می توانیم علاوه بر زمان ـ شخص و یا نفرد و جمع بودن آن را نیز دریافت کنیم.

پس تعریف هرکدام از شش صورت فوق می تواند به این صورت بیان شود که:

آمدم=اول شخص مفرد

آمدی=دوم شخص مفرد

آمد=سوم شخص مفرد

آمدیم=اول شخص جمع

آمدید=دوم شخص جمع

آمدند=سوم شخص جمع

درهر فعل جزئی ازآن معنی اصلی را در بر دارد و در همه صورتها تغییر نمی کندکه به آن ماده فعل می گویند،مثلا در همان فعل آمدن جزء «آمد»در هر شش صورت حضور دارد.

جزء دیگر فعل که در هر شش صورت حضور دارد.

جزئ دیگر فعل که در هر صورت با صورت قبل تفاوت دارد

شناسه نامیده می شود.مثلا در همان فعل آمدن جزء دوم هر صورت شکلی دیگر دارد یعنی این صورتها:

م ـ ی ـ یم ـ ید ـ ند

که به آنها شناسه می گوییم،به عبارتی آنها فعل را برای ما شناسه می کنند که مربوط به چه شخصی است و مفرد است یا جمع.

ماده فعل:

ماده ماضی ، ماده مضارع

قبلا مطرح کردیم که ماده فعل،جزئی از فعل است که در همه صورتها ثابت می ماند و حالا اضافه می کنیم که در زبان فارسی هر فعل دو ماده مختلف دارد که هر کدام برخی از صورتهای فعل را می سازند.

برای مثال فعل«نوشتن»را در نظر می گیریم،برخی از صورتهای این فعل که رد گفتار و نوشتار بکار می بریم اینها

هستند:

نوشتم،می نوشتم،نوشته ام،نوشته باشم،نوشته بودم،

می نویسم،بنویس،بنویسیم.

جنانکه ملاحظه می شود این صورتها از فعل«نوشتن»به دو دسته تقسیم شده اند،در دسته اول جزئی که ثابت است و تغییر نمی کند«نوشت» است و در دسته دوم«نویس»،از نظر زمان فعل هایی که جزء ثابت آنها«نوشت» می باشد،برزمان گذشته دلالت می کنند و فعل هایی که جزء ثابت آنها «نویس» می باشد،زمانهای حال و آینده را می سازند،بهمین دلیل ماده صورتهای اول را«ماده ماضی» و ماده صورتهای دوم را «ماده مضارع» می نامیم پس در زبان فارسی هر فعلی دو ماده دارد: یکی ماده ماضی و دیگری ماده مضارع همه صورتهایی که معنی حال و آینده از انها بر می آید از ماده مضارع ساخته می شوند.





نهاد . فاعل:

گفتیم نهاد قسمتی از جمله است که درباره آن خبر میدهیم و گزاره خبری است که درباره نهاد می دهیم.

حال می گوییم:

خبری که درباره نهاد می دهیم بیان یکی از این چهار حالت است.

1.
انجام دادن یا انجام دادن عملی،مانند:خوردن،شکستن،

پختن

2.
پذیرفتن عملی،مانند خورده شدن،شکسته شدن،پخته شدن

3.
داشتن صفتی،مانند دانا بودن،سفید بودن،گرم بودن

4.
پذیرفتن صفتی،مانند دانا شدن،گرم شدن،بیمارشدن

درحالت اول کلمه ای که نهاد قرار بگیردکننده کار هم هست

مثلا اگر«اکبر»نهاد قرار بگیرد انجام دهنده عمل خوردن هم هست.«اکبر چای را خورد»

درحالت دوم کلمه ای که نهاد قرار بگیرد پذیرنده کار است.مثلا«آش پخته شد»

در حالت سوم کلمه ای که نهاد قرار بگیرد پذیرنده صفت است مثلا «هوشنگ بیمار شد»

به این جمله توجه کنید:

سعدی گلستان را نوشت

در این جمله،نهاد،یعنی قسمتی از جمله درباره آن خبری داده ایم کلمه «سعدی» است.فعلی که در گزاره آمده،کاری است که از سعدی سرزده است.یعنی عمل«نوشتن گلستان»را سعدی انجام داده است.پس او کننده کار است،در دستور زبان به کننده کار، فاعل می گوییم،پس:

«
فاعل کلمه ای است که انجام دادن کاری را به آن نسبت دهیم»

 

 

اقسام جمله از لحاظ پیام


1.
خبرى: جمله اى که به یکى از صورت هاى اِخبارى یا التزامى و مثبت یا منفى، درباره تحقق کار یا حالتى سخن مى گوید : هوا گرم است.

2.
پرسشى: جمله اى که به وسیله آن، ظاهراً یا حقیقتاً درباره امرى پرسش شود : حال شما چطور است؟

3.
امرى: جمله اى که به وسیله آن، راجع به تحقّق کار یا حالى درخواستى صورت پذیرد :عصبانی نشوید.

وجه امرى شامل هر دو صورت امر و نهى (مصطلح در عربى) است. در جمله هاى امرى خطابى، معمولا نهاد حذف مى شود.

4.
عاطفى: جمله اى که با آن، یکى از عواطف و احساسات انسانى بیان شود، از قبیل تحسین، تعجّب، آرزو، و افسوس . شما چقدر خوش ذوق هستید.

 

مترادف ، متضاد و متشابه

مترادف ، دو کلمه را گوید که در صورت ، مختلف و در معنی  یکسان باشند : مرز و بوم ، تک و پو ، برگ و توشه ، جانور و حیوان
متضاد ، دو کامه ای که در صورت ، مختلف و در معنی ضد هم باشند :  جنگ و آشتی ، خوبی و بدی ، صلح و جنگ ، رفت و آمد

متشابه ، دو کلمه که در تلفظ تقریبا یکی باشند و در نوشتن  مختلف : خوار ، خار - خورده ، خرده - خاستن ، خواستن

 

کنایه در لغت به معنای "پوشیده سخن گفتن"است و در اصطلاح ادبیات فارسی، ترکیب یا جمله­ای است که مراد گوینده معنای ظاهری آن نباشد، اما قرینه­ای هم که ما را از معنای ظاهریمتوجه معنای باطنی می­کند، وجود نداشته باشد. بنابراین کنایه ذکر مطلبی و دریافت مطلبی دیگر است

4- خالت ندا ، آن است که اسم ، منادی واقع شود :  خدایا ، شاها ، بزرگوارا ، خداوندگارا

علامت ندا " الف" ی است که به آخر اسم  اضافه می شود و آن اسم  را منادی می کند :
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای     فرشته ات  به دو دست دعا نگهدارد

هرگاه کلمه ای  مختوم به " الف "  یا " واو " باشد پیش از " الف " ندا  حرف " ی " اضافه می شود

گاهی در موقع ندا به جای " الف " در آخر کلمه ، پیش از منادی ، کلمات : " ای " و " ایا " می آید : ای خردمند
ایا شاه محمود ِ کشور گشای      زمن گر نترسی بترس  از خدای

 


 
 
فارسی
نویسنده : سیدجلال حیدری - ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

1.       فعل چیست ؟ فعل کلمه ای است که بر انجام دادن کاری یا واقع شدن حالتی یا ایجاد ارتباطی دلالت می کند .

مثال

پروین رفت . ( کسی کاری انجام داده است )

محمد از مار ترسید ( حالتی واقع شده است )

سارا بیمار است . ( است بین بیماری و سارا ارتباط بر قرار کرده است .)

2 به جزء اصلی جمله که انجام گرفتن کاری یا روی دادن حالتی را نشان می دهند، ... می گویند؟

الف) فعل   ب) فاعل   ج) حرف ربط    د) مفعول  

 

3 در جمله روبرو فعل کدام کلمه است؟ "مهر مادری پرستوها در میان جانوران دیگر همتا ندارد"

الف) جانوران   ب) مهر مادری   ج) پرستوها   د) ندارد

4- در عبارات زیر چند فعل وجود دارد ؟زیر آن خط بکشید .

 

 چشمهایش را به سختی گشود . نگاه پر شکوهی داشت آب را نزدیک بردم تا در دهانش بریزم ولی او سرش را برگرداند.

 

5--در جمله ی زیرفعل را معلوم کنید        (انمره)

لذت زندگی وقتی حاصل شود که همنوعان خویش را در اسایش می بینیم 0

 

 

6-اسم را تعریف کنید ؟ کلمه ای است که کسی یا حیوانی یا چیزی را با آن نام می بریم .مثل(مریم گلدان آهو )

 

7-صفت را تعریف کنید.؟صفت کلمه ای است که حالت یا مقدار یا شماره یا مزه یا رنگ یا یکی دیگر از خصوصیات اسم را می رساند . درختان سبز- ابرهای سفید کوه های بلند خورشید درخشان پرنده های نغمه خوان- گل زیبا پرستو های جوان- لانه ی جدید

 

 

8-گاهی اسم یا صفت تنها یک کلمه است این نوع اسمها و صفتها را اسم ساده و صفت ساده می گویند

(ثمر- دل- کار ) اسم ساده است و(بد تنگ خوب ) صفت ساده است

9-اسم و صفت رادر جمله های زیر مشخص کنبد.2 نمره

مریم ان گل زیبا را در گلدان گذاشت 0                                                                          پرستوهای جوان برای خود لانه ِی جدید می سازند0

10- کدامیک از کلمه ها ی زیر صفت است ؟الف چمن                                   ب- گلستان                              ج- خوش بو                          د غنچه

11- برای اسم های زیر دو صفت مناسب پیدا کن

عمو--------   عموی خوب--- عموی دانا                                                                    پدر ---- پدر مهربان

هوا------- هوای تمیز--- هوای کثیف                                                                             کوزه --- کوزه ی بزرگ کوزه ی کوچک

 

 

12- صفت برتر :  بزرگ تر بهتر عاقل تر داناتر چشمگیر تر سخت تر صفتهایی مانند انها را صفت برتر می گویند . اگر بخواهیم صفت کسی یا چیزی را با صفت کسی یا چیزی دیگر یا کسان یا چیزهای دیگر بسنجیم این سنجش را با صفت برتر بیان می کنیم .

 

13- صفت برترین :بزرگترین- بلندترین پر آبترین پرشکوه ترین و صفتهایی مانند انها را صفت برترین می گویند صفت برترین برتری چیزی یا کسی را به همه ی افراد همجنس نشان می دهد .

 

14- کنایه چیست ؟ با مثال- در لغت به معنی پوشیده سخن گفتن است که دارای دو معنی نزدیک و دور باشد. گوینده سخن را به نحوی بیان کند که ذهن خواننده یا شنونده به کمک معنی صریح و روشن نزدیک - پی به معنی دور ان ببرد

 اگر بگوییم در خانه ی فلانی هیشه باز است منظور این است که در انجا رفت و امد زیاد است.

 سفره ی خانه ی فلانی همیشه گسترده است یعنی مهمان نواز است

.( پا توی کفش کسی کردن- کنایه از دخالت کردن در کار کسی است)

 (دم به تله ندادن- کنایه از گرفتار نشدن است . )

 ( از کاری شانه خالی کردن کنایه از تنبلی است .)

( قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود کنایه ازاگر پول های اندک را پس انداز کنی پس از مدتی صاحب پول زیادی می شود )

15-   مادری به کنایه به فرزندش گفت((پنبه را از گوشت در بیاور))

مقصود او چه بوده است؟ (انمره)

 

 

16- منادا چیست ؟کسی که مورد ندا و یا خطاب قرار می گیرد

ای- برای ندا و نشانه ی منادا است . ای دل ای دوست

(الف ) در آخر کلمات برای ندا و نشانه ی منادا است . یارا جانا خدایا سعدیا

(یا) که باز نشانه ی منادا است و از عربی گرفته شده است و در آغاز برخی از اسمهای خاص چون رب و خدا و علی و ابوالفضل می آید. یا رب یا علی یا ابوالفضل

17- سه جمله یا عبارت یا بیت بنویسید که در هر یک از آن ها حرف نشانه ی منادا به کار رفته باشد     

 

18- کلمه ی مرکب را تعریف کنید ؟ بعضی از کلمه ها دو قسمت دارند که هر قسمت انها معنایی جدا گانه دارد اما وقتی با هم به کار می روند کلمه ای تازه با معنای جدید می سازند .

خود + کار = خودکار               روز + نامه = روز نامه          کتاب + خانه = کتاب خانه

18- کدامیک از کلمه های زیر مرکب است ؟الف مکتشف ب چهره آرا    ج- راستگو    د- مورد ب و ج

 

19- بیت: حد اقل شعر یک بیت است که از دو مصراع به وجود می آید.

20- قافیه چیست ؟ هماهنگی پایان شعرکه شعر را خوش آهنگ می کند

.........بکارد          ...........برآرد

.........رمیده           ...........خلیده

.........خواب           ..........آب

21- ردیف: یک یا چند کلمه است که عینا در آخربیت یا ابیات شعر تکرار شود .

انچه تغیر نپذیرد تویی             وان که نمرده است و نمیرد تویی

(تویی ) ردیف است .

 

22 مصراع یعنی چه؟

الف) نام دیگر یک بیت شعر است.                 ب) هر قسمت را یک شعر می گویند.
 ج) هر قسمت یک بیت شعر را می گویند     د) دو بیت یک شعر را مصراع گویند.
 

 

  23-معنی شعر زیر را بنویسید :    (انمره)

بنی ادم اعضا یک پیکرند                                        که در افرینش زیک گوهرند

چو عضوی به درد اورد روزگار                             دگر عضوها را نماند قرار

(انسانها مانند اعضای یک بدن هستند که خلقت انها از یک گوهر واحد است)

 

به دو بیت بالا توجه کن :الف- کلمات قافیه کدامند-؟--------------ب-حروف قافیه بیت دوم کداماست

24- به این دو بیت توجه کن 0

زندگی ترکیب شادی با غم است                                                                       دوست می دارم من این پیوند را

گر چه می گویند شادی بهتر است                                                                           دوست دارم گریه با لبخند را

الف-این شعر از کیست؟5/

ب-پیام کلی این شعر را بنویس0(انمره)

  25 یک یا چند کلمه که معنی کاملی داشته باشد، .... نامیده می شود.

الف) جمله   ب) دوستان    ج) مثل     د) شعر  

 

26 از نوشته های زیر کدام جمله نیست؟

الف) درختان و شاخه های در هم رفته                  ب) امروز هوا خیلی گرم است
.  ج) علی شاگرد زرنگی است                     د) مریم دانش آموز کلاس چهارم ابتدایی است.
 

27 وقتی مطلبی را از کسی نقل می کنیم آن را داخل .... قرار می دهیم؟

الف) خط تیره ( _ _ )    ب) گیومه « »     ج) پرانتز ( )     د) چند نقطه  

  28 وقتی که بعد از مطلبی سه نقطه می گذاریم، یعنی ...

الف ) مطلب تمام شده است.                    ب) بقیه مطلب را نمی دانیم.
ج) آن مطلب را از کسی نقل کرده ایم.     د) آن مطلب ناتمام است و دنبال آن نوشته نشده است
 


 
 
اسم مصغّر
نویسنده : سیدجلال حیدری - ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

اسم مصغّر

«اسم مصغّر» اسمی که مفهوم خُردی و کوچکی را برساند «اسم مُصَغَّر» نامیده می شود. اسم مصغّر برای بیان کوچکی، نزدیکی مکانی یا زمانی، ابراز محبّت یا توهین یا تحقیر یک فرد نیز به کار می رود. «س

 
 
معنی شعر به زبان ساده (شعر از محمدتقی بهار)
نویسنده : سیدجلال حیدری - ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

معنی شعر به زبان ساده (شعر از محمدتقی بهار)
۱– برو کار کن نگو که کار چیست و چه ارزشی دارد، بلکه کار یک سرمایه ماندنی و ابدی است.
۲– ببین که دهقان دانا، هنگامی که می خواست از دنیا برود، به فرزندان خود چه گفت و چه درخواستی از آنها داشت.
۳– که آنچه به شما به ارث رسیده (برای شما بازمانده) دوست داشته باشید و بدانید که گنجی از گذشتگان در آن است.
۴– وقتی که ماه مهر فرا رسید زمین کشتگاه را بلند و همه جای آن را زیر و رو کنید.
۵– هیچ کجا از باغ (یا زمین کشاورزی) را نکنده باقی نگذارید و در هر کجا از آن گنج سراغ بگیرید (دنبال گنج بگردید).
۶– پدر از دنیا رفت و پسران به امید پیدا کردن گنج، برای جستجو کردن و کندن زمین رنج بسیار بردند.
۷– با کمک بیل و گاو آهن، هم این قسمت زمین و هم آن قسمت زمین و هر جا که بود را کندند.
۸– اتفاقاً در آن سال، از آن زمینی که خوب شخم زده شده بود. از هر بذر (دانه کشاورزی) هفتاد دانه گندام به دست آمد.
۹– در آن زمین گنجی پیدا نشد ولی همانطور که پدر گفته بود، رنجی که پسران کشیده بودند، تبدیل به گنج شد و محصولات کشاورزی بسیاری را برداشت کردند.


 
 
تست هدیه ها و فرسی
نویسنده : سیدجلال حیدری - ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

.    این سخن از کیست ((در نماز جماعت صف نماز گزاران مسلمان مانند صف فرشتگان خداست . ))

2.    بزرگترین و مهم ترین مسجد اسلامی مسجد ........... در شهر .......... می باشد .

3.    مسجد الاقصی یکی از مساجد مهم اسلامی می باشد که در شهر .......... و در کشور .......... واقع شده است

4.    کلمه ی ((ذی )) به چه معناست . ؟

5.    ترجمه کدام واژه درست است . ؟1- ابرار : بدکاران      2-     امنوا :ایمان بیاورید   3-فلق :هنگام غروب خورشید  4-ان : حتما  

6.    بنی اسراییل به چه کسانی می گویند . ؟پیروان حضرت موسی

7.    قبله ی مسلمانان (کعبه ) در میان کدام مسجد قرار دارد .

8.    نماز جماعت کدام یک از افراد زبر درست می باشد . ؟ حمد و سوره را نمی خوانیم ولی بقیه ی قسمت های نماز را می خوانیم .

9.    آیه ی (( ربنا  علیک  توکلنا  )) به کدام صفت الهی اشاره دارد .توانایی خداوند

10.                       معنی این آیه را بنویسید   (( ربنا  علیک  توکلنا  ))                                  

فارسی

11-ساختمان همه ی واژه ها یکسان است به جز گزینه .......

1- آبرومند            2- کمند        3- توانمند ........ 4- هنرمند ........   

2- ((عرض )) با کدام گزینه تشا به (متشابه ) دارد . ؟1- پهنا...

2- طول ..3- عریض .. 4- ارز

3- قافیه ی ابیات زیر کدام گزینه آمده است . ؟

(( بنی آدم اعضای یکدیگرند         که در آفرینش زیک گوهرند ))

((چو عضوی به درد آورد روزگار    دگر عضو ها را نماند قرار ))

1- قرار و روزگار   2- اعضا و عضوها 3- روزگار و گوهر 4- دگر و قرار

12-کدام گزینه از نظر معنی با سه کلمه ی دیگر تفاوت دارد . ؟1- فرتوت    2- پیر   3- کهنه     4- فربه

13- مخالف کلمه ی ((صواب )) چیست . ؟1- گناه 2- خطا 3- کیفر 4- سزاوار

14- این سخن از کیست (( دوست خوب را در روز سختی باید شناخت))

15- در کدام گزینه دو کلمه ی متشابه وجود دارد .

 طبیعت حیات از سر می گیرد و بنفشه ها به مهمانی حیاط ما می آیند .

16- متضاد کلمه ی ((کفر )) کدام گزینه است. ؟ 1- ایمان 2- کافر 3- تسلیم 4-جزا

17- کدام کلمه به معنی (( درستکاری و راستگویی را قبول داشتن )) است . 1- ابداع 2- ابتکار 3- اعتماد 4- خشنود

18- کدام یک از واژه های زیر دو شکل املایی ندارد .1-

یقه2- بادمجان  3- تشک 4- مظهر

19-(( گاه )) در کدام کلمه با بقیه تفاوت دارد .1- دانشگاه 2-

فرودگاه 3- شامگاه 4- ایستگاه

20- کدام گزینه نشان دهنده ی مفهوم (( شوق و شادی فراوان )) است . ؟3- جواب - سر از پا نمی شناختند

21- در کدام گزینه املای کلمه ای نادرست است

1- دریا فتم که کودکان پیش از رفتن به مدرسه یا در کوچه و بازار سر گردانند یا ذوق و استعداد آنها در کنج خانه ها خاموش می شود 2- او راست می گفت زیرا نه تنها نمی توانستند به کودک کرو لال خواندن و نوشتن بیاموزند بلکه از نگداری او نیز آجز بودند .

22- کدام گزینه برای تکمیل عبارت زیر مناسب است .

((جبار باغچه بان نخستین کودکستان کودکستان ایران را در شهر ........ دایر کرد و آن را باغچه اطفال نامید .

1- تهران 2- شیراز 3- اصفهان 4- تبریز   


 
 
معنی شعر محمد تقی بهار
نویسنده : سیدجلال حیدری - ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

معنی شعر به زبان ساده (شعر از محمدتقی بهار)
۱– برو کار کن نگو که کار چیست و چه ارزشی دارد، بلکه کار یک سرمایه ماندنی و ابدی است.
۲– ببین که دهقان دانا، هنگامی که می خواست از دنیا برود، به فرزندان خود چه گفت و چه درخواستی از آنها داشت.
۳– که آنچه به شما به ارث رسیده (برای شما بازمانده) دوست داشته باشید و بدانید که گنجی از گذشتگان در آن است.
۴– وقتی که ماه مهر فرا رسید زمین کشتگاه را بلند و همه جای آن را زیر و رو کنید.
۵– هیچ کجا از باغ (یا زمین کشاورزی) را نکنده باقی نگذارید و در هر کجا از آن گنج سراغ بگیرید (دنبال گنج بگردید).
۶– پدر از دنیا رفت و پسران به امید پیدا کردن گنج، برای جستجو کردن و کندن زمین رنج بسیار بردند.
۷– با کمک بیل و گاو آهن، هم این قسمت زمین و هم آن قسمت زمین و هر جا که بود را کندند.
۸– اتفاقاً در آن سال، از آن زمینی که خوب شخم زده شده بود. از هر بذر (دانه کشاورزی) هفتاد دانه گندام به دست آمد.
۹– در آن زمین گنجی پیدا نشد ولی همانطور که پدر گفته بود، رنجی که پسران کشیده بودند، تبدیل به گنج شد و محصولات کشاورزی بسیاری را برداشت کردند.



  به این جملات توجه کنید:

یک سال گندم کمیاب شد. که میراث خود را بدارید دوست. ما نباید غذای مسلمانها را انبار کنیم.
بگیرید از آن گنج هر جا سراغ. پرستوها به لانه برگشتند. نشد گنج پیدا ولی رنجشان. رضا صبح زود بیدار می شود. چنان چون پدر گفت شد گنجشان.

در بیشتر جمله ها کلمه ها به صورت منظم دنبال هم قرار می گیرند، اما در جمله هایی که در شعرها به کار می روند، گاهی کلمات به صورت نامنظم دنبال هم قرار می گیرند.

 


  کار در کلاس:
۱– توضیح دهید که داستان شعر چه رابطه ای با درس خواندن دارد؟

درس خواندن هم مانند بذر پاشی در زمین کشاورزی است. همانطور که اگر در زمین کشاورزی خوب کار شود، محصول خوبی به دست می آید. درس خواندن هم با در نظر گرفتن سختیها و مرارتها در آخر نتیجه شیرینی دارد و آن قبولی با نمرات قبول و آینده ای مناسب است.  



  ۲– معنای ترکیبات زیر را بگویید:

سرمایه جاودانی -->اندوخته ابدی
مداوای بیماران --> معالجه بیماران
میراث خود --> آنچه که به ارث می رسد.
کاویدن دشت --> کندن و زیر و رو کردن دشت
مفاخر بزرگ --> انسانهای پر افتخار و دانشمند
ثمره کوشش دانشمندان --> نتیجه تلاش اندیشمندان
ارتعاشات صدا --> لرزشهای صدا
نقایص کار خود --> نقصها و ایرادهای کار خود
شعف بسیار --> شادی فراوان  



  ۳– با هریک از اسمهای زیر یک جمله بگویید و فعل جمله را مشخص کنید:

پرستو: پرستو پرنده بسیار باهوشی است.
است=فعل
سلمان: پیامبر گرامی اسلامی (ص) سلمان فارسی را بسیار دوست می داشت.
می داشت=فعل
ابوذر: ابوذر، مشک پر آب را بر دوش می کشید.
می کشید=فعل
زکریای رازی: زکریای رازی، الکل را کشف کرد.
کشف کرد=فعل
ایران: ایران کشور قهرمانان و پهلوانان بزرگ است.
است=فعل
تلفن: تلفن وسیله ای برای ایجاد آسایش و رفاه مردم است.
است=فعل
 



  پرسش:
۱– چرا کار، سرمایه جاودانی است؟

چون با کار و تلاش آینده خود را تأمین می کنیم.  



  ۲– میراث دهقان، چه بود؟

زمین کشاورزی که از پدرانش به ارث رسیده بود.  



  ۳– دهقان به پسران خود، چه گفت؟

گفت: این زمین را دوست بدارید، چون گنجی در آن پنهان است و شما باید آن را پیدا کنید.  



  ۴– نتیجه رنج پسران چه شد؟

برداشت محصول بسیار فراوان و خوب که برای آنان حکم گنج را داشت.  



  ۵– چرا به این دهقان گفته شده است « دانا»؟

چون با این جمله پسران خود را وادار کرد که کاری بزرگ را انجام دهند، کاری که به طور معمولی و با هیچ پند و اندرزی نمی توانست آنها را وادار به آن کند و آن هوس پیدا کردن گنج بود.  



  تمرین املا – درس ۱۵
۱– برای هر کدام از کلمه های زیر هر چند کلمه هم خانواده می توانید بنویسید؟

میراث --> ارث، موروث، وارث، وارثان
صادق --> صداقت، صدق، صدوق، مصدق
جاودانی --> جاودانه، جاودان، جاوید، جاویدان
حضرت --> حضرات، محضر، حاضر، محضور
غذا --> غذایی، اغذیه، تغذیه  



  ۲– شش کلمه بنویسید که در آنها حرفهای زیر وجود داشته باشد:

غ. غر،مغ بغذ: غذا، تیغ، قعر، غوره، باغ، غافل
ع. عر بع بعد: علم، وسیع، عالم، معلوم، سعید  



  ۳– هم معنی کلمه های زیر را بنوسید:

گذشتگان -->پیشینیان
همیشگی --> ابدی
درمان --> مداوا کردن
زحمت --> رنج و سختی
کندن --> حفر کردن
فقیر --> تهیدست
ناچار --> ناگزیر  



  تمرین انشا:
1- داستان شعر را به صورت قصه در پنج سطر بنوسید:

دهقان پیری در لحظات قبل از مرگ، فرزندان خود را احضار کرد و به آنها گفت که ارث من بر شما تکه زمینی است که در آن گنجی پنهان شده و متعلق به شماست. پس تلاش کنید تا گنج را بیابید. پسران شب و روز برای یافتن گنج تلاش کردند و زمین را زیر و رو کردند ولی گنجی پیدا نشد. در عوض آن مثال چون زمین خوب شخم خورده بود محصول بسیار عالی و فراوان داد تا نتیجه زحمات پسران هدر نرود.  



  2- بنویسید که به نظر شما چرا دهقان به فرزندانش چنان سفارشی کرده بود؟

چون با این سفارش، آنها را وادار به شخم زدن زمین کرد که نتیجه آن برداشت محصول عالی و فراوان بود


 
 
اقسام قید
نویسنده : سیدجلال حیدری - ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

تعریف قید:کلمه ای که چیزی به معنای فعل اضافه میکند و فعل را درآن بخش به خود منحصر میکند.

 

اقسام قید :

قید به چند قسمت تقسیم می شود که عبارت انداز:

۱- قید حالت:کلمه ای است که حالت انجام گرفتن فعل را نشان می دهد.مانند:عموپورنگ شاد است.

۲- قید زمان:کلمه ای است که زمان انجام گرفتن فعل را بیان میکند.مانند:امروز عموپورنگ شاد است.

۳- قید مکان: کلمه ای است که مکان انجام گرفتن فعل را نشان میدهد.مانند:عموپورنگ بیرون رفت.

۴- قید مقدار:کلمه ای است که مقدار انجام فعل را بیان میکند.مانند:عموپورنگ بسیار شاد شد.

۵- قید تکرار:ازنو- دوباره - باز

۶- قید پرسشی :کی؟ -چرا؟ - کجا؟ - آیا؟

۷- قید آرزو: امیدوارم - الهی - خداکند - آرزو مندم - انشاا...

۸- قید شک و تردید: شاید - به نظرم - مثل اینکه - احتمالا - احتمال دارد - امکان دارد

۹- قید کیفیت (چگونگی عمل):تند - کند - آهسته - سریع - خوب - زشت - بد - آسان - سخت - به تندی - نیک


 
 
زبان فارسی:
نویسنده : سیدجلال حیدری - ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

 

 

زبان فارسی:همانطور که میدانید درهر کشوری مردم به زبان خاصٌ خود صحبت میکنند

زبان رسمی کشور ما فارسی است.ما باید این زبان را به درستی بشناسیم وقواعدش را یاد بگیریم.

مجموعه قواعد زبان را«دستور»میگویند.

نکته:مجموع قاعده های هر زبانی را به فارسی دستور و

به عربی صرف و نحو ودر بعضی از زبانهای اروپایی گرامر

میگویند.

کلمه های معادل:امروزه برای بعضی از کلمات که از زبان بیگانه وارد زبان فارسی شده اند کلمه های جایگزین ساخته اند.که به این کلمات معادل میگویند.

مانند:هلی کوپتر=بالگرد

فاکس=دور نگار/نمابر

 

 

تعریف ضرب المثل:به سخنان معروفی میگویند که میتوان از آن ها پندواندرز گرفت.این سخنان نسل به نسل ویا سینه به سینه به ما منتقل شده است. مانند:عاقبت جوینده یابنده است.

                  هرکه بامش بیش٬ برفش بیشتر.

تعریف کنایه:یعنی پوشیده سخن گفتن درباره موضوعی.وقتی با زبان کنایه حرف میزنیم٬منظور خود را به طور غیرمستقیم بیان می کنیم.که البته این باعث میشود خواننده تلاش کند تا معنای اصلی سخن مارا دریابد.مانند:فلانی ریش سفید محله است.(یعنی با تجربه است.)

جان بخشی به اشیا(تشخیص): شاعران و نویسندگان برای خیال انگیز کردن نوشته های خود از جان بخشی به اشیا استفاده می کنند.یعنی حالت هاو رفتار خاص انسان را به چیزهایی بی جان نسبت می دهند. البته این نوشته ها یا شعرها از زبان اشیا بیجان سخن می گویند.

 

نثرعادی:به نثر گفته میشود  که نهاد اول جمله و فعل در آخر جمله قرار دارد . در این گونه نثر کلمه های خیال انگیز استفاده نمیشود .مانند:جنگل های زیبا در هر فصلی دیدنی است.

نثر ادبی:به نثری گفته میشود که خیال انگیز باشد.یعنی از تشبیه و جان بخشی به اشیا و... استفاده شود. البته گاهی جای نهاد وفعل تغییر میکند.مانند:دریای همر و محبت ٬مادر است.(مهر و محبت مانند دریااست .)هم چنین اگر دقت کنید می بینیدمادر که نهاد است قبل از فعل قرار گرفته است .ودر اول نیامده است

تعریف مصراع:مصراع در لغت به معنی یک لنگه در از دو لنگه و در اصطلاح حداقل سخن موزون می گویند . هم چنین می توان گفت:مصراع نیمی از یک بیت است.

تعریف بیت:درلغت به معنی خانه و در اصطلاح حداقل شعری است که از دو مصراع تشکیل شده است.

.مصراع.................................                ...مصراع.............................

جدا شد یکی چشمه از کوهسار             به ره گشت ناگه به سنگی دچار

                                             بیت

تعریف قافیه:به کلمه های هم آهنگ و موزونی که در آخر هر مصراع می آید.قافیه میگویند.مانند:

توانا بود هرکه دانابود       زدانش دل پیر برنابود

                            قافیه                                                  قافیه

تعریف ردیف:کلمه یا کلمه هایی را که در آخرهر بیت یا پایان هردو مصراع ازیک بیت که  به یک شکل ویا یک معنی تکرار شوند ردیف میگویند.مانند:

غمت در نهانخانه دل نشیند        به نازی که لیلی به محمل نشیند

                                            ردیف                                                                               ردیف

تعریف کلمه های مخفف:به کلمه هایی که به صورت کوتاه شده در شعر یا عبارتی می آید مخفف میگویند.مانند:

کلمه            

مخفف 

از

ز

سیاه

سیه

 

 

 

تعریف تشبیه:آن است که کسی یا چیزی را از لحاظ داشتن صفتی به کسی یا چیزی  دیگری که آن صفت را به حد کمال دارد ویا به داشتن آن معروف است مانند کنیم. مثل:

برق چون شمشیر بران     پاره میکرد ابرهارا

که در اینجا برق را به شمشیری تشبیه کرده اند که ابر هارا پاره میکند.

تعریف کلمه های مترادف(هم معنی):به کلمه هایی گفته میشود که معنی و مفهوم یکسانی دارندومیتوانند به جای یکدیگر از هم استفاده کرد.مانند:

(پیمودن =رفتن )     (افسوس =حسرت)و...

تعریف کلمات متضاد(مخالف):به کلماتی گفته میشود که از نظر معنی ومفهوم مخالف هم هستند.مانند:(تاریک و روشن  )  که مخالف همدیگرند.

تعریف کلمات متشابه:به کلماتی میگویند که از نظر تلفٌظ یکسان هستند اما از نظر معنی وشکل املایی باهم فرق دارند.مانند: خار=تیغ گل یا خاشاک

  خوار:کم ارزش وکوچک                                                       

تعریف کلمات هم خانوادهبه کلماتی میگویند که از یک ریشه گرفته شده باشند و حرف های اصلی آن کلمه در کلمه های هم خانواده اش پشت سر هم بیاید. مانند:(تحمٌل ـ حمل ـ حامل )یا(عجله ـ عجول ـ تعجیل)و...

نکته:کلمات هم خانواده از نظر معنا به هم نزدیک و در بیشتر مواقع حدٌاقل ۳حرف مشترک دارند

 

تعریف فاعل:به کسی یا چیزی میگویند که کاری از او سرزده باشد.

مثال:داریوش    به استدیو رفت.

 

هادی یعنی  هدایت‌کننده ، راهبر .

ریشة اصلی  : ه د ی ؛

کلمات هم‌خانواده : هدایت ، مهدی، هدی، .....

کسی که مرا راه می‌برد

قریب یعنی نزدیک :

ریشة اصلی : ق ر ب

کلمات هم‌خانواده: قربت، قرابت، قربتاً الی الله(یعنی برای نزدیکی به خدا)، مقاربت، تقریب، تقـرُّب،....

ریشة اصلی  : ح ی ی ؛

کلمات هم‌خانواده : حیّ ، حیات ، احیاء ، تحیّت ، حیوان، یحیی،  .... 

 

  1 – برای هر یک از کلمه های زیر دو هم خانواده بنویسید:

اظهار = تظاهر، ظاهر
تحسین= احسنت، محاسن
گویا = گوینده، گویش
نظیر= ناظر، نظارت  

 

  2 – اسم های ساده و غیر ساده را مشخص کنید:
قصه، نمایشگاه، آدم آهنی، دیوار، پروانه

ساده : قصد، دیوار، پروانه
غیرساده: نمایشگاه ، آدم آهنی  

 

  نگارش 3 : نامه نگاری (2)

هر نامه 3 بخش است :
1- عنوان
2 – متن اصلی
3- عبارت پایان نامه
واژه ها و عباراتی که برای این سه قسمت برمی گزینیم از جهت میزان صمیمیت و احترام باید متناسب با نوع ارتباط ما با گیرنده ی نامه باشد.در نامه های رسمی و اداری رعایت اختصار ضروری است.

1 – برای هر یک از کلمه های زیر دو هم خانواده بنویسید:

مرجع = رجوع، مراجع
طبیب : طبابت ، طب
دربرگیرنده :دربرگیر،‌در برگرفته

 


 
 
فارسی
نویسنده : سیدجلال حیدری - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

بنام خدا

 

1- درس آخرین یاور آفتاب را در دو بند خلاصه کنید.(۳)

 

 

 

 

2- قسمت دیگر هر یک از کنایه های زیر را در سمت چپ پیدا کنید و در کنار آن بنویسید.(۵⁄۱)

 

پای از گلیم                                         گوش بیرون آوردن

از کاری                                            درازتر کردن                                          

پنبه را                        

شانه خالی کردن

 

3- کلمات هم معنی را به هم وصل کنید.(٢۵⁄۱)

 

خاور                        آزاد

باختر                       کوچک شمردن

نقص                       شرق

تحقیر                      عیب

رها                        غرب  

 

 

4- برای هر یک از کلمات زیر دو هم خانواده بنویسید.(۲)

 

حافظ

 

ارث

 

شوق

 

صلح

 

 

 

5- در مورد یکی از ثروت های ملی شهر خود سه سطر بنویسید.(۳)

 

 

 

 

 

6- اسم و صفت را در جمله های زیر مشخص کنید.(۲)

 

مریم آن گل زیبا را در گلدان گذاشت.

 

پرستوهای جوان برای خود لانه ی جدید می سازند.

 

 

7- قید را در جمله های زیر مشخص کنید.(٢۵⁄۱)

 

علی دوان دوان آمد.

 

دیروز عید فطر بود.

 

احمد اینجا مطالعه می کند.

 

باران نم نم شروع به باریدن کرد.

 

هفته ی گذشته در مدرسه مسابقه داشتیم.

 

 

 

8- جمله های در هم ریخته را پس از مرتب کردن بنویسید.(۵⁄۱)

 

الف- ژول ورن، اختراعات،  بسیاری،از، واکتشافات، پیشگویی کرد،امروزی،را

 

ب- تا یک ماه ، گزارش، خود را، فرصت، آماده کنید، دارید، از حالا

 

 

 

 

9- سال میلادی با سال شمسی چه تفاوتی دارد؟(۱)

 

 

10- سه جمله یا عبارت یا بیت بنویسید که در هر یک از آن ها حرف نشانه ی منادا به کار رفته باشد.(۵⁄۱)

 

 

11- با استفاده از کلمه های زیر جمله ها را کامل کنید.(۱)

(شناسنامه – مستحق – ملی – جوان مردی – انسان های – ضربه فنی)

 

- این ............بزرگ نیز ثروت ها و سرمایه های ...........ما هستند.

- میراث فرهنگی .............یک ملت است.

- فطریه را باید به کسانی که .................دریافت آن هستند هدیه کنیم. 

 

 

1– به جزء اصلی جمله که انجام گرفتن کاری یا روی دادن حالتی را نشان می دهند، ... می گویند؟

الف) فعل   ب) فاعل   ج) حرف ربط    د) مفعول  

  ۲– کدامیک از کلمات زیر هم خانواده «جهاد» هستند؟

الف) مجتهد   ب) اجتهاد   ج) جاهل   د) جهد

  3– وقتی که بعد از مطلبی سه نقطه می گذاریم، یعنی ...

الف ) مطلب تمام شده است.                    ب) بقیه مطلب را نمی دانیم.
ج) آن مطلب را از کسی نقل کرده ایم.     د) آن مطلب ناتمام است و دنبال آن نوشته نشده است
 

  ۴– معنی «کرخ» کدام است؟

الف) سوراخ  ب) سست  ج) بی حس   د) موارد ب و ج  

 ۵– امیدواری را از کدام مَثَل زیر می توان نتیجه گرفت؟

الف) عاقبت جوینده، یابنده است         ب) قطر ه قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.
ج) خفته را خفته کی کند بیدار؟.            
 د) هر که بامش بیش، برفش بیشتر

6– شعر «دو کاج» اثر کیست؟

الف) محمدتقی بهار   ب) محمد جواد محبت   ج) پروین دولت آبادی  د) قیصر امین پور   

 ۷– در بیت «از ظلمت خود رهاییم ده / با نور خود آشناییم ده» منظور شاعر از ظلمت خود رهاییم ده» چیست؟

الف) مرا از ظلم و ستم دور کن.   ب) مرا از تاریکی نجات بده.
ج) دل مرا با نور خداشناسی و خداپرستی آشنا کن   د) مرا از نادانی خود نجات بده

 ۸– درجمله روبرو فاعل کدام است؟ "پرستوها بهار و تابستان را به آسودگی به سر می برند."

الف) آسودگی   ب) بهار و تابستان  ج) پرستوها    د) می برند  

۹– در جمله روبرو فعل کدام کلمه است؟ "مهر مادری پرستوها در میان جانوران دیگر همتا ندارد"

الف) جانوران   ب) مهر مادری   ج) پرستوها   د) ندارد

 ۱۰– کدامیک از کلمات زیر را با «ات» نمی توان جمع بست؟

الف) قطره   ب) افتخار   ج) هزینه   د) تعطیل  

 ۱۱– وقتی مطلبی را از کسی نقل می کنیم آن را داخل .... قرار می دهیم؟

الف) خط تیره ( _ _ )    ب) گیومه « »     ج) پرانتز ( )     د) چند نقطه  

 ۱۲– تألیف یعنی:

الف) بررسی و جمع کردن اطلاعات    ب) تحقیق کردن     ج) جمع آوری مطالب و نوشتن کتاب              د) تحمل کردن  

  ۱۳– یک یا چند کلمه که معنی کاملی داشته باشد، .... نامیده می شود.

الف) جمله   ب) دوستان    ج) مثل     د) شعر  

  ۱۴– در جمله "آفتاب نزدیک به غروب بود که پترس از ده بر می گشت." کدام کلمه «کلمه ربط» است؟

الف) که   ب) به    ج) از     د) بر  

۱۵– مصراع یعنی چه؟

الف) نام دیگر یک بیت شعر است.                 ب) هر قسمت را یک شعر می گویند.
 ج) هر قسمت یک بیت شعر را می گویند     د) دو بیت یک شعر را مصراع گویند.
 

 

۱۶– هم خانواده کدام گزینه درست نیست؟

الف) مونس، انیس، انس       ب) توصیف، وصف، صفت         ج) تحسین، محسن، احسان                                                                                                د) زمان، زمین، زمینه   

 

  ۱۷– زمین «بایر» یعنی ....

الف) زمینی که در آن کشت می شود.     ب) زمینی که آباد باشد و محصول از آن برداشت کنند.
 ج) زمینی که آباد نباشد و در آن کشت نشود      د) زمین مناسب کشاورزی

 ۱۸– از نوشته های زیر کدام جمله نیست؟

الف) درختان و شاخه های در هم رفته                  ب) امروز هوا خیلی گرم است
.  ج) علی شاگرد زرنگی است                     د) مریم دانش آموز کلاس چهارم ابتدایی است.
 

 ۱۹– کدامیک از دانشمندان زیر درباره دینهای گوناگون و آداب و رسوم ملل تحقیق کرده است؟

الف) زکریا    ب)دکتر حسابی     ج) ابوریحان بیرونی    د) ابن سینا  

 ۲۰– مصراع دوم "ای یاد تو مونس روانم" کدام مصراع زیر است؟

الف) با نور خود آشناییم ده     ب) بی نام تو نامه کی کنم باز           ج) جز نام تو نیست بر زبانم                     د) هم قصه نانموده خوانی  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                               

                                                                                                                  

 

 

 


 
 
طریقه تبدیل سالهای شمسی و قمری به همدیگر:
نویسنده : سیدجلال حیدری - ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

طریقه تبدیل سالهای شمسی و قمری به همدیگر:
برای تبدیل سال شمسی به قمری آن را در عدد 11 (اختلاف بین روزهای شمسی و قمری) ضرب کرده و حاصل ضرب را به 354 (تعداد روزهای سال قمری)  تقسیم کنید.
عدد حاصل را با سال شمسی جمع کنید، سال قمری بدست می­آید.
مثال: 1365 شمسی برابر است با چند قمری؟
 15015= 11 × 1365
42= 354 ÷ 15015
1407= 42 + 1365
و برای تبدیل سال قمری به شمسی آن را در عدد 11 ضرب کرده، حاصل ضرب را به عدد 365 (تعداد روزهای سال شمسی تقسیم کنید). عدد حاصل را از سال قمری کم کنید تا سال شمسی به دست آید،
مثال: سال 1407 قمری برابر چه سالی است؟
15477= 11 × 1407
42= 365 ÷ 15477
1365 = 42 - 1407
 
برای تبدیل سال شمسی به میلادی:
عدد 621 را به سال شمسی اضافه کنید ، سال میلادی به دست می آید. اگر 621 را از سال میلادی کم کنید، سال شمسی به دست خواهد آمد .